نه گفتن به كدام خواستهها؟
هنگامي كه درباره مهارت نه گفتن بحث ميشود.
اغلب مردم فكر ميكنند كه نه گفتن، درواقع يك
رفتار قاطعانه در برابر خواستههاي منفي و
نارواست. اما بهرغم تفکر این افراد، هميشه
اينطور نيست. زيرا درخواستها ميتوانند
مثبت،
منفي، معقول، نامعقول و... باشند. بهغير از
درخواستهايي كه عرف جامعه آنها را منفي يا
نامعقول ميداند اين طرز تلقي ماست كه مشخص
ميكند درخواست، منفي است يا مثبت، معقول است
يا نامعقول.
بايد پذيرفت كه درخواستها هميشه منفي نبوده و
معلول شرايط هستند و در حالتهاي مختلف
گزارههاي گوناگوني دارند. لزوم پرداخت به
مسأله مهم "نهگفتن" هنگامي برجستهتر ميشود
كه در حالتهاي مختلفي قرار بگيريم. حالاتي كه
يا بايد نه بگوييم يا اينكه بله گفته و
درخواست را قبول كنيم. در زندگي انسانها
مسائل بسيار ظريفي هست كه اگر بهخوبي به
آنها پرداخته شود، مشكلات فراواني حل
ميگردد. بهعنوان نمونه به نظر بنده در
تعاملات اجتماعي بايد صريح بود و بهراحتي حرف
خود را زد. نبايد گرفتار رودربايستي شد و حرف
خود را از فيلترهاي گوناگوني كه به محتواي آن
لطمه ميزند؛ گذراند. اگر سعي كنيم و تمرين
كنيم كه صريح باشيم، در برابر درخواستهاي
ديگران نيز ميتوانيم با صراحت برخورد كنيم.
در سناريوهايي كه ارائه ميگردد، سعي ميكنم
اين صراحت در نهگفتن را با تعبير و تأويل از
قاطعيت بيان كنم.
فرض كنيد كه با دوستان خود به بازار
رفتهايد و ميخواهيد خريد كنيد.
سناريو اول:
شما: من اين رنگ لباس را خيلي دوست دارم.
دوستان: اين رنگ ديگر از مد افتاده است.
شما: اما من از بچگي به اين رنگ علاقه
داشتهام.
دوستان: اصلا تو بيكلاس، بهروز نيستي، سليقه
نداري.
شما: از راهنمايي شما سپاسگزارم؛ اما من اين
رنگ را ترجيح ميدهم.
درخواست يا پيشنهاد دوستانتان ظاهراً نه منفي
بود و نه نامعقول. اما چون بر خلاف ميل شما
بود درخواست نامعقولي بهشمار ميرفت.
سناريو دوم:
شما: من اين رنگ لباس را خيلي دوست دارم.
دوستان: اين رنگ ديگر از مد افتاده است.
شما: اما من از بچگي به اين رنگ علاقه
داشتهام.
دوستان: اصلا تو بيكلاس، بهروز نيستي، سليقه
نداري.
شما: حالا كه فكر ميكنم كه حق با شما است،
اصلاً اين رنگ برازنده من نيست و فكر نكنم در
تن نيز زيبا باشد.
تحليل سناريوها:
اگر به سناريو اول توجه كرده باشيد، شخص
پيشنهاد دوستان خود را با حالتي محترمانه رد
ميكند. او با شخصي كردن سليقه ميكوشد تا به
دوستان خود بفهماند كه براي نظر آنها احترام
قائل است، اما ميل درونياش حكم ديگري ميكند
و او را مانع از خريد لباسي كه آنها به او
پيشنهاد كردهاند، ميكند. البته در فرايند
نه گفتن بايد توجه داشت كه حقوق هر دو طرف حفظ
شود. هيچگاه گستاخي و پرخاشگري را با قاطعيت
اشتباه نگيريد.
اما در سناريو دوم، شخص نه تنها تسليم
پيشنهاد دوستان خود شده است، بلكه با دليل و
برهاني كه ميآورد، نظر آنها را تأييد
ميكند.
رفتار منفعلانه و قاطعيت
رفتارشناسي در علم روانشناسي از اهميت
ويژهاي برخوردار است. اصولاً شناخت نوع و
نحوه رفتار، به برقراري ارتباط موفق و
رضايتبخش كمك شاياني خواهد كرد. در مورد
قاطعيت نيز، نوع رفتار ما با ديگران بسيار
بااهميت است. زيرا اين ما هستيم كه نحوه رفتار
ديگران را با خود، رقم ميزنيم. همانطور كه
ميدانيد، اگر رفتار منفعلانه داشته باشيم،
يعني اجازه دادهايم كه ديگران بهجاي ما
تصميم بگيرند. (هم چنان كه در سناريو دوم بحث
شد).
همه رنج من از وجود من است
لاجرم زين وجود نالانم
رفتار انفعالي است كه باعث ميشود شخص، در
برابر درخواستها و حتي پيشنهادهاي ديگران
منفعلانه عمل كرده و در رد يا قبول آنها دچار
ترديد شود. به ديگر سخن، افراد منفعل با رفتار
انفعاليشان نميتوانند از حقوق شخصي خود دفاع
كنند و درخواستهاي نامعقول و ناروا را رد
كنند. بيشتر در اين فكر هستند كه طوري حرف
بزنند و رفتار كنند كه ديگران نرنجند و مورد
قبول آنها واقع گردد. اين افراد حتي در بعضي
از موارد، در بيان خواستههاي صريح خود نيز
ناتوانند.
اعتمادبهنفس
اعتماد بهنفس كم كه عدم قاطعيت نيز، يكي از
پيامدهاي منفي آن است مانع از آن ميشود كه
بتوانند ابراز وجود داشته باشند. معمولاً خود
را در شخصيتهاي ديگران مخفي ميكنند و اجازه
ميدهند كه ديگران به جاي آنها تصميم بگيرند.
به رغم آنها، افرادي كه اعتماد به نفس بالايي
دارند اجازه نميدهند كه ديگران به جاي آنها
تصميم بگيرند. از خود تصويري واقعي داشته و با
شناخت نقاط قوت و ضعف خويش، مانع از آن
ميشوند كه ديگران اعتماد بهنفسشان را به
بزنند:
يكي تيري افكند و در ره فتاد
وجودم نيازرد و رنجم نداد (سعدي).
حميدرضاهاشميفرهود
|