|
خیلی از افراد در بیان
احساسات، حرف زدن و حق خود را خواستن دچار
مشکل هستند. یکی از مواردی که خیلیها با آن
مشکل دارند، ابراز عقیده کردن است.
بعضی افراد ترجیح میدهند اگر
قرار است در مورد موضوعی بحث شود، صحبت نکنند
یا وارد بحث نشوند. گاهی افراد با وجود تخصص
در زمینههای خاص و مطالعات فراوان، به علت
اینکه در صحبتکردن در جمع با مشکل روبهرو
هستند، جرأت ابراز وجود پيدا نميكنند.

ما در ابراز وجود کردن سه
وضعیت داریم:
1.کسانی که متکلم وحدهاند.
در جمع بيشتار از بقيه صحبت می کنند و
اجازهی صحبت کردن به ديگري را نمیدهند.
2.کسانی که اصلاً صحبت
نمیکنند و ساكت هستند. بهلحاظ روانشناختی
هر دو این افراد، مشکلات حل نشدهای دارند که
باید با رواندرمانی حل شود.
3.کسانی که در صحبت کردن حالت
اعتدال دارند. میدانند چه میگویند و برای چه
کسی صحبت میکنند و به دیگران هم فرصت
اظهارنظر میدهند. در گفتوگوهای دو يا
چندنفره، نه پیشروی و افراط میکنند و نه
عقبنشینی و پسرفت. تا آنجا که امکان دارد
مستند حرف ميزنند.
حالت افراط و متکلم وحده بودن
یا تفریط که همان سکوت است، هر دو جزء رابطهی
یکطرفه است. در صورتي كه حالت متعادل که هم
حرف بزنیم و هم به دیگران اجازهی حرفزدن
بدهیم، یک رابطهی دوطرفه و فرصت دادن طرفين
بههم براي ابراز وجود کردن است. پس با این
اوصاف ما حق داریم ابرازوجود کنیم، اما ممكن
است اين سؤال در ذهن شما طرح شود كه رابطهی
مبتني بر حق و حقوق و ابرازوجود چگونه است؟
ما بهعنوان انسان اجتماعی
یکسری حق و حقوقهایی داریم که باید از آنها
دفاع کنیم. بعضی از حقوق ما به جایگاه و
نقشمان برمیگردد.
ما حق داريم كه ديگران با
ما با احترام رفتار كنند.
هر نوع تحقیر و تنبیه
بیدلیل شخصیت ما را زیر سؤال میبرد. در
مقابل ما نیز وظیفه داریم به دیگران احترام
بگذاریم.
هر كسي حق دارد در زندگي
خصوصي خودش، مستقل تصميم بگيرد.
ما حق داريم تا حدودي از
ديگران متوقع باشيم. البته توقعات ما باید در
حد توان فرد مقابل باشد.
ما حق داريم كه درخواستهاي ديگران را
بررسي كنيم.
ما حق داريم كه درخواستهاي نارواي ديگران
را رد كنيم.
ما حق داريم كه احساسات خود را بيان كنيم.
ما حق داريم، هروقت كه لازم بود نگرش خود
را تغيير دهيم.
ما حق داريم كه اشتباه كنيم و از ديگران
درس بگيريم.
|