صدای باد میآید، عبور باید کرد
و من مسافرم
ای بادها
همواره مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید.
مرا به کودکی شورآبها برسانید.
و کفشهای مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید.
دقیقههای مرا تا کبوتران مکرر
در آسمان سپید غریزه اوج دهید.
و اتفاق وجود مرا کنار درخت
بدل کنید به یک ارتباط گمشدهی پاک.
سهراب سپهري
|
|
|
|
|